شكل خارجي سيارات، شبيه به هم‏ است اما مبداء آنها (به استثناء احتمالاً زهره) متفاوت است. بعنوان نمونه واليس ‏مارينريس (Valles Marineris)، آميخته ‏اي از سنگاب‏ها و دربند‏هايي است كه ازنظر شكل نقشه‏ برداري و سطح پيمايي ، به بخش‏هايي از سيستم شكاف شرقي شباهت دارد. بااين‏حال ، بوسيله خصوصياتِ آتشفشاني مشاهده شده ـ در مقياس كوچكتر ـ در افريقا همراهي مي شود، اگرچه شايد اينها، درنتيجه فرسايش، پيچيده شده باشند. مناطق وسيع داراي خصوصيات تكتونيكي مربوط به والي س‏مارينريس و نزديكي آن با كوههاي آتشفشاني مونتس تارسيس (Montes Tharsis) ، هر دو ، يك منشأ تكتونيكي را پيشنهاد مي كنند . اما عدم وجود خصوصيات فشارشي (براي نمونه كوههاي چين‏ خورده) و معدود كوههاي آتشفشاني ـ با توزيع جداگانه ـ اشاره به منابع ماگمايي مجزا (نه مناطق فرورانش (subduction)) دارند . بعلاوه عدم وجود توده ‏هاي خاكي اقيانوسي و قاره‏اي (كه ازنظرمكان ‏نگاري تعريف شده اند)، قويّاً مبين آنست كه تكتونيك صفحه‏ اي، در مريخ عملي نبوده است . بعلاوه داده ‏هاي گرانشي و نقشه‏ برداري، قوياً پوسته خارجي صلبي را پيشنهاد مي كنند كه بسيار ضخيم ‏تر از پوسته زمين است . عطارد شبكه ‏اي از پرتگاه هاي مصنوعي عظيم دارد كه بنظر مي آيد كه در برخي جاها، داراي آتشفشاني تغييرشكل ‏يافته بواسطه روراندگي هستند . اما هيچگونه برجستگي ‏هاي درحال‏ گسترش ، نواحي فرورانش ، شكاف‏ها يا كوههاي چين‏ خورده ، بر نيمه عطارد ـ كه بوسيله مارينر 10 تصوير شده است ـ نمايان نمي باشد. بنابراين بنظر مي‏رسد كه فعاليت تكتونيك صفحه‏ اي در آنجا نيز نامحتمل باشد. ماه در مقياس وسيع هيچگونه خصوصيات فشارش را بنمايش نمي گذارد، بعلاوه داده ‏هاي زمين ‏شناختي ، پوسته خارجي صلب ضخيمي را براي ماه (همچون مريخ) پيشنهاد مي كنند.
مشاهدات راداري سياره زهره ، برخي ديدگاههاي ناخوشايندي راجع به سطوح سياره (اما با تجزيه ‏و تحليل اندكي با وجود مطالعات مفصل) را ارائه مي دهند . خصوصيات سطحي كه به كوههاي فشارشي ، قله ‏هاي مجزاي قرارگرفته در قوس‏هاي مربوط به ناحيه كوهي ، برجستگي ‏هاي (arcuate)، يك سنگاب وسيع و تغييرات مكان
‏نگاري اشل قاره‏
اي شباهت دارند به شرايط گداخته بسيار نزديك به سطح مريخ، عطارد يا ماه اشاره‏ دارند.
چرا مرّيخ ، عطارد يا ماه، خصوصيات تكتونيك صفحه ‏اي را نشان نمي ‏دهند. يك پاسخ احتمالي آنست كه دماي داخلي زيادي كه براي نمود همرفتي جبه مورد نياز است و بدين‏ طريق صفحات زمين را حركت مي دهد، تماماً بدليل ابعاد كوچك اين سيارات (نسبت بزرگتر مساحت سطحي به حجم) پراكنده مي شود. تنها سياره زهره، با ابعاد زمين قابل‏
مقايسه بوده و مطابق مقياس ابعادي سطح آن، بگونه ‏اي
‏موجه تكتونيك صفحه‏ اي را نمايش مي دهد.
احتمال مناسب ديگر آن است كه پوسته اصلي زمين صرفاً ممكن است نازكتر از پوسته ديگر سيارات باشد و از اينرو آسان‏‏تر ، ازهم ‏شكاف مي يابد. نهايت اينكه قسمت داخلي ديگر سيارات ممكن است فاقد نواحي زير پوسته ـ كه در آنجا آميختگي صحيح دما ، فشار و تركيب شيميايي، سبب ايجاد ناحيه كم ‏اصطكاكي مي شوند كه صفحات پوسته‏اي مي توانند برمبناي آن، سريده شوند ـ باشد. تعيين قطعي حضور يا عدم حضور خصوصيات مكان‏ نگاري تكتونيك صفحه ‏اي در زهره (شايد بوسيله يك ماهواره تصويربردارنده مجهز به رادار) ـ بوا‏سطه فراهم كردن بينشي كه پارامترهاي كلي در آن ، حقيقتاً براي فرآيند و گسترش تكتونيك صفحه‏ اي، بسيار مهم و قطعي هستند ـ داراي اهميت بسياري براي شناخت زمين مي باشد.